السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الرضا ( ع ) 123

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

هر طورى كه دلت مىخواهد در نماز حاضر شو ، بعد هم مامون امر كرد مردم و اسكورت بيايند دور حضرت رضا جمع شوند مسلح باشند و بهترين لباسهاى خود را بپوشند حضرت از خانه‌اش پابرهنه خارج شد ، شلوارش را تا نصف پا بلند كرده با يك عمامه سفيد سر گذاشته كه از پنبه بوده ، گوشه آن را تا به سينه‌اش پائين آورده ، گوشه ديگرش هم در پشت دو كتفش قرار دارد ، و همه غلامان و دوستانش هم به همين نحو خارج شدند ، در دست امام نيزه‌اى بلند بود بعد كه دم در ايستاد چهار تكبير گفت و مواليش هم با وى تكبير گفتند ، از صداى تكبير اينها اسبها رم كردند سربازان از روى اسب افتادند ، همين‌كه ده قدم مىرفت مىايستاد و تكبير مىگفت مردم هم با او تكبير مىگفتند ، مامون از مشاهده اين حال حضرت با صداى بلند گريه كرد و خيال كرد كه همه آسمان و زمين و ساختمانها برويش خراب شدند ، فضل بمامون گفت ، اگر حضرت رضا با اين وضع به مصلى ( جايگاه نماز ) برسد مردم عليه تو شورش مىكنند ، پس مامون كسى را فرستاد و از حضرت خواهش كرد كه برگردد و به جايگاه نماز نرود ، حضرت كفشهاى خود را خواست و آنها را پوشيد و برگشت . « 1 » مجالس مناظره و مباحثه حضرت با علماء مامون به « 2 » فضل بن سهل دستور داد مجمعى از علما و مؤلفين مانند جاثليق ، راس الجالوت ، و روساى ، صابئين و هيربد بزرگ و علماى زرتشت و قاضى رومى و عده از متكلمين ( علماى علم

--> ( 1 ) - اين موضوع را صدوق در توحيد مفصل خود ص 428 و مجلسى در بحار الانوار نقل كرده است . ( 2 ) - هدف مامون از اين كار اين بود كه اگر امام از حضور در اين جلسه امتناع مىنمود به مقصود خود رسيده است .